یکی دیگر از اعضای خانواده پرسپولیس پر گشود و پرواز کرد

یکی دیگر از اعضای خانواده پرسپولیس پر گشود و پرواز کرد

پرسپولیس به هوادارانش زنده است و این نه یک شعار بلکه واقعیتی غیر قابل انکار است. یک روزهایی هم پیش می‌آید که بهانه‌ای برای گفتن این حرف‌ها فراهم شود. این بار هم بهانه‌‌اش محسن عزیز بود.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، یکی دیگر از اعضای خانواده پرسپولیس پر گشود و پرواز کرد. این بار نوبت محسن پورمحمدی از قم بود. بهمن‌ماه سال 1390 را خوب به خاطر داریم. همان فصلی که پرسپولیس در جدول بازی‌ها چندان اوضاع و احوال خوبی نداشت. شالوده‌اش را بعد از آن قهرمانی دراماتیک چنان بر هم ریخته بودند که از موفقیت‌ها دور باشد، اما دو چیز مانند گذشته، مثل این روزها که قله فوتبال ایران را در قبضه قدرت خود دارد، همچنان در جای خودش بود. یکی آن اصالتی که با پرسپولیس عجین شده است و دیگری هوادارانی که چون انگشتری این نگین را در بر می‌گیرند و اقتدار و صلابت امروز بی‌تردید حاصل آن حمایت‌ها در روزهای سخت و پر حادثه بود.

پرسپولیس برای یکی از بازی‌های خود راهی قم شده بود. هواداران قمی، سر از پا نمی‌شناختند. باید عضو خانواده‌ای با این عظمت و بزرگی باشی تا حلاوتش را درک کنی. هر چند عضو خانواده چند ده میلیون نفری بودن، نتیجه‌اش این هم خواهد بود که هر روز عضوی را نه فقط در گوشه ای از ایران بلکه در نقطه ای از این دنیای بزرگ از دست بدهی. هر روز اعضایی از این خانواده می‌روند و اعضایی جدید می‌آیند. بعضی تازه چشم به جهان گشوده اند. چنان‌که هواداران هم می‌گویند؛ یک پرسپولیسی، از ابتدا پرسپولیسی زاده می‌شود، گاهی خودش می‌داند و گاهی نه. بعضی هم در گذر زمان راه را پیدا می‌کنند. این خانواده هر روز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود چنانکه وعده کرده‌ایم پرسپولیس هم، چنین باشد، همانطور که زنده‌یاد جعفر کاشانی طلب می‌کرد و مطالبه خود را به عنوان یک وصیت و یک وظیفه برای ما برجای گذاشت.

پرسپولیس به هوادارانش زنده است و این نه یک شعار بلکه واقعیتی غیر قابل انکار است. یک روزهایی هم پیش می‌آید که بهانه‌ای برای گفتن این حرف‌ها فراهم شود. این بار هم بهانه‌‌اش محسن عزیز بود. آن روز در بهمن سال 90، پرسپولیس در خانه حریف به میدان رفت، ولی مثل بسیاری اوقات جای میهمان و میزبان عوض شده بود. پرسپولیس با هوادارانش گویی در خانه بود. محسن پورمحمدی هم یکی از آنها. طرفدار سینه چاک علی کریمی بود. اصلا مگر می‌شد فوتبال را دوست داشته باشی و از حرکات علی کریمی به وجد و شور نیایی. هنوز هم تماشای جادوی او با توپ، مو به تن آدمی راست می‌کند. هم زنده‌یاد پورمحمدی در آغوش علی کریمی یک تصویر قاب شده در ذهن ماست. آن همه شور و شوق که از آن صورت تُپُل و دوست‌داشتنی فوران می‌کرد احساسات آدمی را به غلیان در می‌آورد. آن روز به آرزویش رسیده بود. با آن چهره شیرین و دوست‌داشتنی، در جمع پرسپولیسی‌ها بود و بالاتر از همه در آغوش جادوگر فوتبال آسیا. 

عمیقا باور داریم که بخشی از روح و نفس تک تک هوادارانی که اکنون در این دنیای فانی حضور ندارند، برای همیشه در پرسپولیس ابدی می‌گردد و همواره در فضای این خانواده جریان دارد.

یاد هوادارانی را که در ورزشگاه متقی ساری در آن حادثه دردناک، جان به جان آفرین تقدیم کردند یا برای همیشه زمینگیر شدند. هواداری که روی سکوها جان داد. آنها که در بعضی بازی‌ها در داخل و بیرون ورزشگاه بی‌رحمانه آسیب دیدند اما پرچم پرسپولیس را به زمین نینداختند، هوادارانی که پس از فینال آسیا قربانی شدند و همه و همه برای همیشه در این خانواده زنده خواهد ماند. یادشان را گرامی می‌داریم.

نظرات